|
☆*¨`*☆JUST GOD☆*¨`*☆ خدایا من چه سازم خسته راهی درازم نه فرهادم که مرد از داغ شیرین ، نه ایوبم که با دنیا بسازم...!
|
امسال به مناسبت ورود من به دانشگاه یه اتفاق نادری افتاد!!!(به ضرر من!) کارشناس گروه میخندید میگفت خودمونم تعجب کردیم که چرا امسال اینجوری شد! اما من ناراحت نیستم. صلاحمو خدا بهتر از خودم میدونه ،هرچی اون بخواد همون میشه. اصراری ندارم. یه انگیزه عجیبی پیدا کردم برای ادامه دادن خدایا اون وری نشد،این وری کمکم کن...من نمیخواستم.خودت داری راهمو به اون سمت کج میکنی...فقط کمکم کن.
***************************************** بی ربط به بالا:شنبه امتحان رانندگی دادم و طبق انتظارم رد شدم یه بار خیلی با ملایمت با سطل زباله ها برخورد کردم یه بارم خیلی یواش رفتم توو جوب ولی خدا ازش راضی باشه٬ سرهنگ ملایمی بود.آخرش گفت به بابات سلام برسون بگو بابا من بلد نبودم سرهنگ تقصیر نداشت! البته اینم بگم از 50 نفر مرد و زنی که امتحان دادن روی هم رفته 10 نفرم قبول نشدن! قول میدم دفعه بعد خبر قبولیمو بیارم!
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:43 ] [ اناهیتا ]
[ ]
یه جا خوندم :اگر از ترس نرسيدن به هدف دچار استرس شدي بدون كه هنوز هم به خودت بيشتر از خدا اعتماد داري و اين يعني شكست. نمیدونم،به نظرم این استرسی که من دارم کاملا طبیعیه.نمیتونم ربطش بدم به عدم اعتمادم به خدا. ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 22:2 ] [ اناهیتا ]
[ ]
خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن ، که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است ...
مامان قشنگم،تو درست به قد آرزوهای منی. با تمام وجود دوست دارم. همیشه باش... [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:47 ] [ اناهیتا ]
[ ]
1- دیسکو ( نداریم)
2- کازینو ( ...نداریم) 3- بار( خاک بر دهانمون) ... 4- شهربازی ارم با 6 وسیله بازی (2تاش خرابه) 5- سینما (فقط قلاده های طلا و اخراجی های 37) 6- تعداد زیادی پارک شهری با پوشش گیاهی حداقلی و حضور سبز نیروی عزیز انتظامی که حال و هوای خاصی را به فضا منتقل می کنند. 7- بولینگ 2عدد در کل کشور (عبدو و سرزمین عجایب) فقط مخصوص آقایان 8- کنسرت به قیمت پول خون انسان(که بر اساس ایین نامه ارشاد خواننده فقط حق دارد یک آهنگ عاشقانه بخونه،یکی دوتا خوند تا الان کسی ازش خبر نداره!) 9- دهکده آبی پارس (به قیمت پول خون آدمی) 10- پارک آبی آزادگان با روزانه 17 کشته و زخمی 11 - تله کابین و اسکی (که فقط در کل استان تهران 12 نفر استطاعت مالی استفاده از آنها را دارند.) والااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:6 ] [ اناهیتا ]
[ ]
شما در یک قصابی دیده شده اید، این دلیل تمکن مالی شماست، برای قطع یارانه ها به سایت مراجعه کنید!!! [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:57 ] [ اناهیتا ]
[ ]
مامان چند دقیقه رفت داخل حیاط٬ بابا در همین لحظه وارد خونه شد .
منو ۲ تا خواهرام فقط همین چند دقیقه رو وقت داریم تا برنامه هامونو برای بابا توضیح بدیم٬هرسه در اطرافش ایستاده و با صدای خفه ای شروع به توضیح دادن میکنیم٬هرکی یه چیزی میگه٬گنگ و نامفهوم٬بابا متوجه حرفامون نمیشه... - چی؟ - خوب؟ ـ یعنی چی؟ ــ بابا آروم ،تابلو نکن... فرناز خیلی خلاصه و به سرعت براش توضیح میده. بالاخره موفق شدیم.بابا لبخندی زد و قبول کرد در همین لحظه مامان وارد میشه.همه متفرق میشیم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نزدیک روز مادر که میشه همه کارمون مشکوک میشه. و برای اینکه مامانم بهمون شک نکنه خیلی عادی و راحت با زبان پانتومیم با هم صحبت میکنیم! مواقعی که هیچ راهی برای تبادل افکار نمونده و از همه زوایا توو دید مامان هستیم٬صحبت کردن از طریق اس ام اس( در حالی که دو قدم با هم فاصله داریم) بهترین راهه! اصن یه وضی! مطمئنم مامان در جریان همه چی هست چون این کار هرسالمونه از همینجا ازش تشکر میکنم که به روی خودش نمیاره و اجازه میده ما دلمون خوش باشه که میخوایم سورپرایزش کنیم! [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:19 ] [ اناهیتا ]
[ ]
که همیشه ذره ای حقیقت پشت "فقط یه شوخی بود" کمی کنجکاوی پشت "همین طور پرسیدم" قدری احساس پشت "به من چه اصلا" مقداری خرد پشت "چه می دونم" و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" وجود دارد. بعد التحریر:الان که فکر میکنم میبینم من خودم هردفعه این جمله هارو به کار بردم از روی بی تفاوتی نبوده...! پ.ن مهم:درسام به شدت تلنبار شده رو هم،خیلی شدید تر از اونی که فکرشو میکنید! بنابراین یه کم دیر به دیر میام ببخشید! [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 11:47 ] [ اناهیتا ]
[ ]
مهران مدیری / سکانس آخر مرد هزار چهره _______________________________ چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟!ّ من بی دفاعم، من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم نه کسی منو می شناخت، نه کسی بنده رو می دید نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها من سا...ده بودم من همه چیز رو باور می کردم من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود. من با هیچ کس مخالفت نمی کردم، سرم به کار خودم بود و شریف بودم بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران و من به همه احترام می گذاشتم، من به همه احترام می گذاشتم، و من شروع کردم به بازی کردن و من شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام و همه این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست " و من اشتباهی ام" من از اولش هم اشتباهی بودم بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام، تقصیر من بود تقصیر دیگران هم بود اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم من از سهم کسی نزدم من فقط اشتباهی بودم خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم من فقط اشتباهی بودم چه دفاعی از خودم بکنم؟! من بی دفاعم حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم خدایا تو منو ببخش، من اشتباهی بودم! [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 11:26 ] [ اناهیتا ]
[ ]
وایسا دنیا من میخوام پیاده شم -همینجا...؟ + بله لطفا! چند میشه؟ -کجا سوار شدی؟ + دهه هفتاد بود-برو داداش... صلوات بفرست ، ما از ادمای بدبخت پول نمیگیریم ![]() دهه شصتی ها چی باید بگن دیگه!؟والا :| [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 22:30 ] [ اناهیتا ]
[ ]
شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر ... شخصیت من چیزیه که من هستم ، اما برخورد من بستگی داره به اینکه " تو " کی باشی ... [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 20:46 ] [ اناهیتا ]
[ ]
|
|
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : themzha ] |